دومين ملاقات با جوجه طلا
يكشنبه هفته گذشته يعني بيستم بهمن ماه براي ويزيت به مطب خانم دكتر موري رفتم. خوشبختانه وزنم نسبت به ماه قبل تغييري نكرده بود (البته به نظر خودم خيلي چاق تر شدم اما ترازوي مطب اين رو نشون نميداد و وزنم مثل ماه قبل 61 كيلو بود) و خانم دكتر از اين بابت راضي بود. بعد از ويزيت ماهيانه رفتم واسه انجام سونوي ان تي. مثل ماه قبل به سونوگرافي دكتر پورتركان رفتم. منشي دكتر بهم گفت قبل از رفتن داخل اتاق چيز شيرين بخور. بابا رضا هم رفت واسم چندتا شكلات خريد و منم همشونو خوردم
چون در حال حاضر ديگه از چاق شدن نميترسم . چه بخوام و چه نخوام چاق ميشم. پس ديگه رژيم و رعايت كردن در نخوردن شيريني رو كنارگذاشتم و اين روزا حسابي واسه خودم شيريني جات ميخورم
وقتي كه دراز كشيدم و دكتر دستگاه رو روي شكمم گذاشت و تصوير جوجه طلا توي مانيتور روبروم نمايان شد حالم تغيير كرد و احساسات مادرانه ام گل كرد و كلي احساساتي شدم. جوجه من نسبت به ماه قبل خيلي بزرگتر شده بود و اجزاي صورتش به خوبي مشخص بود. بيني كوچيك و خوش فرمش دقيقا مثل بيني خوشگل رادين عسلم بود. تكونهايي كه ميخورد حسابي سر ذوقم آورد. جوجه من اونروز 12 هفته و 4 روزش بود. دكتر گفت كه همه چيزش نرماله و ني ني هم كاملا خوب و سرحاله. بعد از سونوگرافي هم رفتم ازمايشگاه و واسه آزمايشات غربالگري كه در واقع كامل كننده سونوي ان تي هستش آزمايش خون دادم و قرار شد جوابش فردا عصرش آماده بشه. بعد از آزمايشگاه هم جواب سونو رو بردم مطب خانم دكتر تا نتيجش رو بهم بگه. خانم دكتر خوب بودن نتيجه رو تاييد كرد و منشيش گفت كه ني نيمون كاملا حالش خوبه. خدا رو شكرررررررر
دومين عكس ني ني رو ميتونيد پايين تر ببينيد
.
.
.

توي تصوير بالايي از سمت چپ نيمرخ ني ني با اون بيني فينگيلي خوشگلش مشخصه
وقتي اين عكس رو به رادين نشون داديم و گفتيم رادين اين چيه؟؟؟؟ رادين گفت هاپووووو



دومين ملاقات با جوجه طلا 
